نوشته های پرسپولیس یا تخت جمشید چه چیزی در دل خود دارند؟

نوشته های پرسپولیس یا تخت جمشید چه چیزی در دل خود دارند؟

تخت جمشید اثری باستانی از ایران قدیم بیانگر تاریخ وتمدن یرانیان.راستی این گل نوشته ها چه می گویند:باخوانده شدن بیش از۵۰۰۰ تاازاین گل نوشته ها آگاه شدیم که : در ایران آن زمان برده داری نبوده است. آن گونه که یونانی ها گفته اندزنان محبوس نبوده اندبلکه از حق برابر برخوردار بوده اندکه گاهی زنان حتا سرپرست مردان بودند ومزدی تا۳ برابر مردان دریافت می کرده اند. یک سیستم چاپار وحمل و نقل بسیارکار آمد و پیشرفته در ایران وجود داشته است.
چندسال بودکاوش ها سرو سامانی پیدا کرده بود و امروز هم مثل روزهاپیش کاوش و کند وکاو درویرانه های تخت جمشید ادامه داشت. هنوز کسی نمی دونست این جا اسم اصلیش چیه و هیچ امیدی هم به دانستن اش نبود.
اما ناگهان راز ها آشکار شد، یکدفه ارنست داد زد و از شدت خوشحالی نمی دونست چی کارکنه،ولی حتی اون هم دقیقانمی دانست چه شده وچه خواهدشد.
بیش از۱۵ سال گذشت ولی این کشف شایدفراموش شده بود. این روزهاجنگ و خونریزی همه جا رو گرفته بود و دیگه کسی به این چیزها فکر نمی کرد. اما وضع به شکل معجزه آسایی دگرگون شد. درست در همین روزها جرج هزاران کیلومتراون طرف ترداشت شبانه روز کار می کرد. بی وقفه و بدون توجه به بی خیالی باقی مردم دنیا.
این جا آمریکا بودوشاید کمی از باقی دنیا آرامتر بود. با چاپ نتیجه ی این تلاشهای شبانه روزی، جرج کمی آرام و از شدت کارش کاسته شد. در این زمان شاید بیش از چهاردهه از عمر او می گذشت. اون زمان کم کم آتش جنگ خاموش شده و دنیا خودش را داشت دوباره می ساخت. هزاران نفر مرده بودند بدون اینکه از این کشف ارنست وکوشش جرج کمترین آگاهی ای داشته باشند.
بله اون ارنست هرتسفلد باستان شناس سرشناس آلمانی بودکه در زمان رضا شاه به ایران آمده بود و در سالهای ۱۹۳۳-۱۹۳۶ در ایران و در تخت جمشید به کاوش می پرداخت. ناگهان کشفی بزرگ روی داد ودر باروی تخت جمشید تکه های گل خشک شده پیداشد. آقای محمد تقی مصطفوی که مسول تخت جمشید بودمی گفت: «من خودم آن ها روشمردم و در جعبه های مخصوصی که شرکت نفت تهیه کرده بودگذاشتم. شمارآنها بیش از سی هزار تا بود. بیش از ۶۰۰۰ تا از آنها کاملاسالم بود و باقی کمی آسیب دیده بودند.»
کسی شایداون زمان واقعانمی دونست چه شده و چه قدر اون روز سرنوشت ساز بوده. این گل نوشته ها به رسم امانت مدتی بعد به دانشگاه شیکاگو در آمریکا فرستاده شد.حدود۱۶ سال بعد این گل نوشته ها دردنیا شگفتی به پا کرد. در سال ۱۹۴۸ او یعنی جرج کامرون آمریکایی که درجه ی دکترا در زمینه ی خط های باستانی ایران داشت بویژه به ایلامی کاملا آگاه بود،کارش برروی حدود ۸۵ تا از این گل نوشته ها که البته در ادامه ی کاوش ها از ساختمان گنجینه ی(خزانه ی) تخت جمشید بدست آمده بود، تمام شد و نتیجه ی آنهاچاپ شد وباز بعد ها همین جرج کارش را ادامه داد و این شمار را به ۱۵۰ تا رساند. اما همین شمارکم از رازهای بیشماری پرده بر داشت.نخست نام این مکان شگفت،آشکار شد. این نام در این گل نوشته ها ba-ir-ša آمده که به زبان خوزی(ایلامی)است. و برگردان درست آن به پارسی باستان یعنی زبان شاهان هخامنشی که سازندگان این بنابودند، به شکل” پارسه :Pārsa ” می باشد که البته در یکی از سنگ نوشته های شاهی نیز آمده و درستی این تلفظ راتاییدمی کند.(این سنگ نوشته تخت جمشید سه زبانه است.)
دوم اینکه درپارسه کسی به بیگاری گرفته نشده و برده داری درپارس نبوده است،بلکه تمام کسانی که در ساخت پارسه همکاری می کردند به شکل بسیار دقیقی ازمردو پسر و زن و دختر و با هر مهارتی که بودند دستمزد کارشان را بسیار بالاتر ازتمامی دوران گذشته مانند بابل در سده ی ۷ پ.م و یا سرزمین های دور ازایران دریافت می کرده اند.
از این حرف ها هیچ کدام به گوش ایرانیان نرسید ۲۱ سال گذشت و دیگر این اسناد به فراموشی سپرده شده بودند.دراین مدت در ایران تنها برگردان فارسی این گل نوشته ها در یکی از روزنامه ها چاپ شد و دیگر هیچ. اما ناگهان دوباره رضع دگرگون شد. اینبارشگفتی تمام گیتی را فرا گرفت به جز ایران خفته را!
در سال ۱۹۶۹ یک شخص آمریکایی دیگر به نام پروفسور ریچارد هالوک ۲۰۷۸ گل نوشته را به دقت خوانده وچاپ کرد. این کتاب بعدها شگفتی همه را بر انگیخت و دختر جوان آلمانی را که در رشته ی ریاضیات درس می خواند و فوق لیسانس خود رادراین رشته گرفته بود را آنچنان شیفته ی خود کرد که ریاضی را رها کرد و پروفسوری خود رادر رشته ی خط های باستانی بویژه ایلامی گرفت و تمام جوانی ومیان سالی خود را درباره ی این گل نوشته ها و آنالیز آنها گذاشت و آثار گران بهایی دراین باره به یادگار گذاشت. این خانم جوان پروفسور هایده ماری کخ می باشد که گمان کنم هنوز به کارشان ادامه می دهند.
از استاد های برجسته ی آلمانی ایلامی شناس بایدازپروفسور والتر هینتز نام بود که یک دهه پیش در گذشت. وی استاد خانم پروفسور هایده ماری کخ و دوست همسر وی و مشوق اصلی وی در گرایش به این رشته بود. وی استاددکتر ایرانی پرویز رجبی نیزبوده است.
کتاب ها ی این ایران دوستان به ترتیب زمانی به این قراراست:
Persepolis treasury tablets -1948 by G.G. Cameron :گل نوشته های گنجینه ی پارسه(تخت جمشید) دربردارنده ۸۵ گل نوشته.
دراین کتاب گل نوشته ها با علامت اختصاری PT: Persepolis Treasury آمده است. که ۹ تای آنها مربوط به دوران شاهی داریوش شاه بزرگ است وتعداد زیادی از آن مربوط به دوران خشایارشا و چند تا هم از ان اردشیر یکم است.
Persepolis fortification tablets -1969 by R.T. Haloock – University Chicago : گل نوشته های بارو(استحکامات) پارسه دربردارنده ی ۲۰۷۸ گل نوشته.
در این کتاب گل نوشته ها با علامت اختصاری PF: Persepolis Fortification آمده است. که همه ۲۰۷۸ تای آن مربوط به دوران شاهی داریوش شاه بزرگ می باشد.( داریوش شاه ۳۶ سال شاهی کرد واین گل نوشته ها مربوط به سال های ۱۳-۲۸ داریوش شاه می باشد.ازسال ۱۳ تنها یک سند بدست آمده است (آن از PF-NN ها می باشد که در زیر می آید.)وبیشترین شمار مربوط به سال های ۲۲ و ۲۳و ۲۸ داریوش می باشد.) بعد ها هالوک ۳۸(عدد دقیق آن را نمی دانم ولی در همین حدود است.) گل نوشته دیگرراکه وابسته به دربار شاه بود با علامت اختصاری PFa چاپ کرد.
هالوک چند سال پیش در گذشت ولی در فاصله ی بین ۱۹۶۹ تااخرعمرش وی ۲۵۵۶ (اگر کمی اشتباه نکنم!) گل نوشته ی دیگر را خوانده است که بد بختانه تاکنون چاپ نشده است و این گل نوشته ها با PF-NN مشخص شده است. هم چنین وی گل نوشته هایی که جرج کامرون خوانده بودرا دوباره بازخوانی کرده و با علامت اختصاری .Fort مشخص کرده است که بازهم بدبختانه هنوز چاپ نشده است.
بعدازهالوک M. Stolper این کار رابه عهده دارد.
اثر ارزشمند والتر هینتز و ماری کخ که باهمکاری هم فراهم کرده اند EIW (اگر علامت اختطاری آن را درست نوشته باشم!) می باشد که فرهنگ جامع و کاملی از زبان باستانی ایلامی دوران هخامنشیان می باشد وبرای تهیه ی آن از گل نوشته های زیر : PT ,PF ,PFa ,PF-NN و Fort. ها و تمامی گنجینه ی گل نوشته های پارسه که در آلمان به سر می برد که متاسفانه من هیچ آگاهی درباره ی آنهانیافتم و نمی دانم در چه زمانی و چطور و به چه تعداد از ایران به آلمان رفته اند و اکنون کسی از آنهامطلع نیست و به گفته مترجم کتاب پژوهش های هخامنشی که در زیر می آید و متاسفانه نام این عزیز در خاطرم نیست : « بخشی از گنجینه ی مخفی ایران است» که دربیرون از مرزهای ایران به سر می برد.
کتاب ارزشمند دیگر از ماری کخ : “از زبان داریوش” می باشدکه توسط استاد ارجمند پرویز رجبی به پارسی برگردانده شده است.
کتاب ارزشمند دیگر از ماری کخ : “پژوهش های هخامنشی”است که متاسفانه برگرداننده ی آن درخاطرم نیست. در این دو کتاب نیز از تمام گل نوشته های نامبرده چه چاپ شده یانشده استفاده شده است.
و کتاب ارزشمند دیگر ازوالتر هینتز بنام ” تاریخ گمشده ی ایلام” و کتاب بسیار ارزشمند جرج کامرون ” سپیده دم تاریخ ایران” نیز بسیار سودمندند.
اما این گل نوشته ها چه می گویند:باخوانده شدن بیش از ۵۰۰۰ تا از این گل نوشته ها آگاه شدیم که : در ایران آن زمان برده داری نبوده است.
آن گونه که یونانی ها گفته اند زنان محبوس نبوده اندبلکه از حق برابر برخوردار بوده اندکه گاهی زنان حتی سرپرست مردان بودند و مزدی تا ۳ برابر مردان دریافت می کرده اند.
یک سیستم چاپار(پست) و حمل و نقل بسیار کار آمد و پیشرفته در ایران وجود داشته است. و هزاران مورددیگرکه بعدها بیشتر درمورد آن سخن خواهم گفت.
متاسفانه درایران تعداد آگاهان به این خط و زبان بسیار کم است وتنها فرد متخصص ایران استاد ارجمند دکتر عبدالمجید ارفعی می باشند که زیر نظر ریچارد هالوک این رشته را فراگرفته اند.

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)