افسردگی و درمانش

افسردگی و درمانش

افسردگی یک بیماری است بطور پنهان در انسان نفوذ کرده وکمتر افراد متوجه آن می شوند.اگر هم کسی متوجه این مشکل شود در مراجعه به متخصصین امر درنگ دارند و با دلایل غیر منطقی از رفتن سر باز می زنند.اما شناخت و درمان آن کار دشواری نیست به اخبار ایران همراه باشید…
افسردگی درواقع یک بیماری فراگیرولطمه زننده به روح و روان آدمیست که ازمشخصات آشکارآن می‌توان به احساس پوچ بودن و ناراحتی،احساس ناامیدی ویا بی‌ارزش بودن وحتی داشتن تفکرات منفی اشاره کرد.گفته می‌شودافسردگی عموما بانشانه‌های فیزیکی همراه است که معالجه نسبت به آن چندان ثمربخش نیست. عموما فرد مبتلا به افسردگی دارای رفتاری کند و آهسته است. محققان می‌گویندکه سه گونه اختلالات افسردگی وپریشان خاطری وجود دارد که عبارتند ازافسردگی پیشرفته، اختلال روانی به صورت افسردگی و افسردگی شیدایی. اینگونه اختلالات روانی درمقیاس‌های شدت و طول مدت، نشانه‌هایشان بایکدیگر متفاوت هستند. محققان علوم رفتاری می‌گویند که افسردگی‌های پیشرفته دارای نشانه‌ها وعلایمی هستند که می‌توانند فعالیتهای روزمره،مطالعات، خواب،‌ خوردن و شرکت در فعالیتهای خوشایند و سرگرم کننده را تحت تاثیر قراردهد.چنین حالتی ممکنست برای دفعات گوناگون درطول زندگی آدمی روی دهد. محققان معتقدند که نوع دیگری ازافسردگی بادرجه‌ شدت پایین‌تر، ختلال روانی به صورت افسردگیست که در واقع دارای نشانه‌هایی طولانی مدت است که براساس آن شخص از انجام مناسب فعالیتهای روزانه ویابرخورداری از احساساتی خوب و دلپذیر محروم می‌شود. بسیاری از مردم که مبتلابه این گونه ازافسردگی هستند،همواره دوره‌های پریشان خاطری قابل توجهی را در برخی از برهه‌های زندگی خود طی می‌کنند. محققان همچنین بااشاره به نوع سوم افسردگی وپریشان خاطری می‌گویند، نوع سوم افسردگی که درواقع یک اختلال روحی شیداگونه است، نام بیماری افسردگی دو قطبی را نیز به خودگرفته است. این نوع ازافسردگی،البته نه به اندازه دونوع قبلی ذکر شده، موجب ایجاد تغییراتی در خلق و خوی آدمی می‌شوند.در پاره‌ای از مواقع، احساسات و خلق و خوی آدمی، دارای جوش وخروش‌هایی شده،با این حال دربیشتر مواقع این احساسات رنگ رخوت و سستی به خود می‌گیرند. هنگامی که یک شخص مبتلا به این نوع از افسردگی دوران بیماری خود راطی کند،می‌توان گفت که شخص تمامی نشانه‌های مربوط به این بیماری را از خود بروز می‌دهد. این نوع از ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری، در بیشتر مواقع،تفکر، قوه‌ متفاوت، حتی رفتارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرارمی‌دهد که درنتیجه به بروز مشکلات جدی برای شخص و اطرافیان منجر می‌شود. محققان می‌گویندکه هنوز درمان دقیقی برای اینگونه از افسردگی دریافت نشده است.علایم ابتلابه افسردگی محققان علوم روانشناسی و روانپزشکی براین باورند که اشخاصی که به نوعی به افسردگی و پریشان خاطری مبتلا هستند، لزوماتمامی نشانه‌های این بیماری رادرخود ندارند، گاهی فردی مواردی از علایم این بیماری را از خود بروز می‌دهد و گاهی نیز شخص دیگری پیدا می‌شود که حداکثراین نشانه‌ها رادررفتار و احساسات خود بروز می‌دهد.این اعتقاد علمی وجود دارد که با توجه به شخص، شدت علایم ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری دردوره‌های مختلف زندگی متفاوت هستند. بااین حال نشانه‌ها وعلایم شناخته شده این بیماری عبارتند از: – ناراحتی‌های همیشگی، احساس پوچ بودن، پریشان خاطری، احساس ناامیدی و بدبینیاحساس گناهکار بودن، بی ارزش بودن و ناکارآمد بودن – از دست دادن علایق و تفکرات دلپذیر در جریان تفریحات و سرگرمی‌ها – کاهش قوای بدنی و کرخت و سست شدن رفتارداشتن مشکلات در امر تمرکز، به خاطر آوردن امور و تصمیم‌گیری – پریدن از خواب و یا خواب زیاد – از دست دادن میل به غذا خوردن و یا کاهش وزن و حتی بالعکس داشتن میل شدیدبه خوردن غذا و خواب زیاد- به مرگ وخودکشی فکر کردن و تلاش جهت خودکشی-احساس خشم و بی‌حوصلگی-علایم فیزیکی طولانی‌مدت که معالجات پزشکی پاسخگوی آنها نیستندازجمله سردرد و دردهای مزمن- عصبانیت‌های غیر معمول- کاهش نیاز برای خوابیدن-صبحت کردن زیاد-افزایش میل جنسی- کاهش قوای قضاوت و داوری-رفتارهای نادرست اجتماعی*علل ابتلا به افسردگی*برخی از انواع افسردگی و پریشانی خاطر در خانواده‌ها همه‌گیرمی‌شوند که نشان دهنده آن است که درواقع سستی رفتاری در میان افراد یک خانواده می‌تواند منشاء وراثتی داشته باشد. همچنین این باور علمی وروانشناختی وجود دارد که در برخی ازخانواده‌ها به نظر می‌رسد که افسردگی‌های پیشرفته نسل به نسل بروز می‌کنند. هرچند تحقیقات نشان داده‌انداین امکان وجود داردکه پریشان خاطری وافسردگی پیشرفته در خانواده‌هایی که سابقه این بیماری ندارند نیز ظهور یابد.بااین حال یک نکته محرزست وآن اینکه چه از طریق وراثتی ویاخیر، اختلالات رفتاری مربوط به پریشان خاطری و افسردگی اغلب مربوط به بروز تغییراتی درساختار بدن یا عملکرد آن است. تحقیقات نشان می‌دهند افرادی که دارای سطح پایینی ازخود باوری هستند و اغلب نگاه بدبینانه‌ای نسبت به خود ودنیای اطرافشان دارد و نیز به سرعت تحت فشار استرس‌های محیطی مستاصل می‌شوند، آمادگی کامل برای ابتلا به افسردگی دارند. از سوی دیگرتحقیقات سالهای اخیر نشان می‌دهند که تغییرات فیزیکی در بدن انسان می‌تواند با تغییرات روحی وروانی نیز همراه باشد. بر این اساس گفته می‌شودکه بیماری‌هایی از جمله اختلالات مغزی، سکته‌های مغزی و حملات قلبی، سرطان، پارکینسون و اختلالات هورمونی می‌تواندعامل ابتلا به افسردگی شوندکه در نتیجه موجب آن می‌شوند که شخص بیمار، سست و کرخت شده و اقدامی جهت مراقبت از خود در برابر این بیماری‌ها صورت ندهدوبدین ترتیب بهبود شخص همواره به تعویق می‌افتد.

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)