غروب برجام در آسمان بین الملل

غروب برجام در آسمان بین الملل

غروب برجام
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در تازه ترین اظهارات خود در خصوص برجام و غروب برجام آن را توافقی وحشتناک عنوان کرده و تاکید کرد که رفتارهای ایران با روح برجام سازگاری ندارد. وی همچنین به خبرنگاران گفته است که باراک اوباما طی اقدامی باورنکردنی ۱۵۰ میلیارد دلار به ایرانی‌ها پرداخت کرده در حالی که آنها نشان داده اند که به این توافق پایبند نیستند. این سخنان ترامپ در حالی مطرح می‌شود که شبکه آی ۲۴ به نقل از منابع آگاه در کاخ سفید روز گذشته مدعی شد که ترامپ به احتمال زیاد در گزارش مهر ماه خود از توافق هسته‌ای خارج خواهد می‌شود.

 

در همین راستا، رئیس جمهوری آمریکا که از زمان مبارزات انتخاباتی خود همواره برجام را یکی از اهداف مانورهای تبلیغاتی خود قرار داده و از لزوم بازنگری و حتی پاره کردن آن سخن می‌گوید، با این سخنان طی دو روز گذشته مورد انتقادهای شدیدی از سوی مقامات فعلی و سابق آمریکا قرار گرفته است. بن رودز معاون پیشین مشاور امنیت ملی آمریکا روز گذشته در صفحه توئیتر خود در واکنش به ادعای ترامپ مبنی بر پایبند نبودن ایران به برجام، این ادعاها را دروغ توصیف کرد و گفت که دولت ترامپ خود تا کنون بارها تاکید کرده است که ایران به توافق عمل می‌کند.

 

امیل نخله مقام سابق اطلاعاتی آمریکا نیز در یادداشتی با اشاره به اینکه ایران مانند عراق نیست به دولت ترامپ هشدار داده که اگر آمریکا بخواهد در پاسخ به فشارها از جانب عربستان سعودی، اسرائیل و کارخانه‌های تولید سلاح در آمریکا، جنگی را با یک کشور مسلمان دیگر آغاز و آمریکا را به یک درگیری بی‌انتهای دیگر در خاورمیانه بکشاند، حوادثی رخ خواهد داد که جنگ عراق در مقابل آن‌ها ناچیز است. وی همچنین تاکید کرده که ترامپ و دولتش می‌توانند از تاریخ درس بگیرند و اشتباه‌های مشابه را تکرار نکنند. این در حالیست که محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان نیز در تازه ترین توئیت خود در واکنش به سخنان اخیر ترامپ گفته است: رئیس جمهوری آمریکا همواره قصد نابودی برجام را داشته است. برای جلوگیری از انزوا، او تلاش می کند ایران را مقصر جلوه دهد. سوء نیت علاوه بر نقض متن و روح برجام توسط آمریکا!

 

در خصوص بحث خروج آمریکا از توافق هسته‌ای دو نکته از سوی کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته است. دسته نخست معتقدند که با توجه به ماهیت برجام و اینکه آمریکا تنها یک عضو از توافق هسته ای است، خروج از آن برای این کشور بسیارهزینه زا بوده و طبق قوانین حقوق بین الملل چنین کاری برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود.

 

دسته دوم اما معتقدند که آمریکا به عنوان ابر قدرت جهانی، قدرت اجماع سازی بین المللی داشته و با توجه به اینکه بسیاری از کشورها به مراوده با آمریکا نیاز دارند، دولت ترامپ به راحتی می تواند از این اهرم فشار برای خروج از برجام استفاده کند. دلیل آنها برای چنین استدلالی خروج یکجانبه ترامپ از توافق آب و هوایی پاریس است که می‌تواند تهدیدی جدی برای جهان باشد.

 

خروج آمریکا بر مبنای یک اراده سیاسی از برجام امکان پذیر است
غروب برجام غروب برجام غروب برجام غروب برجام غروب برجام
در این رابطه دکتر مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل در گفت و گو با «ابتکار » در پاسخ به این سوال که آیا دولت ترامپ می‌تواند به صورت یکجانبه از توافق هسته ای خارج شود و وقوع چنین احتمالی چه پیامدهایی را در پی خواهد داشت، توضیح داد: آمریکا به عنوان یک کنشگر اصلی در توافق هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ حضور دارد. به بیان دیگر اگر بخواهیم این پیمان را لایه بندی کنیم، لایه مرکزی آن را ایران و آمریکا تشکیل داده و سایر کنشگران ۱+۵ به عنوان لایه پیرامونی وارد مذاکرات شده اند.

 

موضوع دیگر این است که اگرچه حقوق بین الملل و نظامات خاص آن مانند حقوق دریاها و …برای دولت ها و جغرافیاها، اقداماتی را مشخص می کنند اما در نهایت این اراده سیاسی کشورهاست که در عمل به این اقدامات پذیرفته می‌شود. در این میان حقوق بین الملل نیاز به ضمانت اجرا دارد که در نظامبین الملل چنین اراده سیاسی برتر با ضمانت اجرای حقوقی وجود ندارد. لذا اراده سیاسی بر گزاره های حقوقی توفق پیدا می کند. بر این اساس باید گفت که آمریکا می تواند از برجام خارج شود. آمریکا یک کشور بزرگ بین المللی است و در عین داشتن چالش های فراوان در پیشاروی قدرت خود، از قدرت بالایی هم برخوردار است. از این رو خروج آمریکا بر مبنای یک اراده سیاسی از برجام امکان پذیر است. آن هم در موقعیتی که شخصی به نام ترامپ از پست نو محافظه کاران مسئولیت یک بازی معنادار و تعریف شده را در قالب تئوری بازیگر دیوانه هنری کسینجر برعهده دارد.

 

در همین راستا باید اشاره‌ای نیز به اوضاع خاورمیانه بکنیم. ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه شامل هارتلند نو (جغرافیای عربی) و نوهارتلند (خلیج فارس و فلات ایران) به صورت پل پیروزی برای رفتن به شرق نگاه می کند. لذا ایران یکی از مهمترین جغرافیاهای جهان در شکل دادن به آینده نظم نوین جهانی است و از اهمیتی کلیدی برخوردار است. باید تاکید کنم که نه تنها این اهمیت کلیدی، بلکه برای آینده نظام جهانی نیز اهمیتی حیاتی دارد. در این رابطه آمریکا با توجه به آنچه که در خاورمیانه در ارتباط با داعش پذیرفته است در پی ایجاد فضایی مناسب برای مهار ایران به موازات مهار داعش است.

 

صحبتی که اخیراً از هنری کسینجر در خصوص امپراتوری ایران نقل قول می‌شود یک حرکت معنادار در چارچوب عملیات روانی برای آماده کردن ذهن جهانیان جهت برخورد سخت و پیچیده تر با ایران است.در نتیجه اگر کسینجر از تشکیل امپراتوری ایران صحبت می‌کند در پی آن است که تهران را به عنوان دگر استراتژیک مطرح کرده و بازیگر دیوانه‌ای به نام ترامپ زمینه‌های خروج و تحمیل هزینه‌های بیشتر بر ایران را فراهم سازد. بنابراین آنچه که اکنون زمزمه می‌شود امکان وقوع دارد. در همین راستاست که ایران باید در بازیگری خود ،این نوع جوانب را بسنجد. اینکه گفته می‌شود آمریکا از برجام ممکن است خارج شود به معنای خروج آمریکا از مذاکره با ایران نخواهد بود. آنها در صورت خروج از برجام در پی ایجاد یک فضای معنادار برای شکل دادن به آینده تحرکات بر علیه ایران در قالب یک پکیج گسترده تر از برجام هستند، تا از این رهگذر ایران بالاجبار در مسائل مهم منطقه ای و بین المللی چالش های میان خود و آمریکا را تعیین تکلیف کند.

 

منافع ملی ستون فقرات مصالح دینی را تشکیل می‌دهد

مطهرنیا در ادامه در خصوص بایدها و نبایدهای ایران برای مواجهه با چنین شرایطی گفت: ایران باید از رویکردهای ایدئولوژیک نمای خود دست بردارد. ایدئولوژیک عمل کردن در صحنه سیاسی به معنای قبول گزاره‌های معنادار در ادبیات سیاسی است. در قانون اساسی ما بر حسب رای مردم که به این قانون داده شده، منافع ملی و مصالح دینی با یکدیگر به عنوان دو رهیافت معنادار در سیاست خارجی مطرح است. ما اصول و ارزش‌های دینی خود را رها نکرده و نادیده نخواهیم گرفت. ولی بر این اعتقاد هستیم که منفعت ملی ما بالاترین مصلحت دینی ماست. در همین راستاست که معمار انقلاب حضرت امام خمینی مصلحت نظام را مطرح کرده و حفظ نظام را بالاترین مصلحت دانسته اند. این امر به یعنی نگاه به منافع ملی و آن را ستون فقرات مصالح دینی قرار دادن.

 

اگر این تعبیر و تفسیر من مورد قبول باشد باید این سوال را مطرح کرد که اکنون منافع ملی ما در نظام بین المللی که از نظم قدیم در حال گذار به نظم جدید است چیست؟ بی تردید مهمترین منفعت ملی ما این است که در چارچوب منافع ملی خود عمل کرده و مسائل را با نظام بین الملل حل و فصل کنیم. برای حل مسائل خود با نظام بین الملل با بازیگران اصلی و کنشگران حاکم بر این بازیگران وارد مذاکره جدی برای امتیازدهی و امتیازگیری در قالب مذاکره شویم. تاکید می کنم که مذاکره با مناظره متفاوت است. نفس پذیرفتن مذاکره یعنی قبول بازی برد- برد.

 

در مناظره است که افراد باید به برد و باخت بیندیشند. ما در نظام بین الملل مناظره نمی کنیم تا افکار عمومی برنده یا بازنده را تعریف کنند. ما فکر می کنیم که بازی در نظام بین الملل مانند بازی در عرصه‌های ورزشی یا رقابت‌های مسابقه گونه علمی و یا مشاعره است. بازی سیاسی در چارچوب مذاکره، برد- برد بوده و عرصه امتیازدهی و امتیازگیری است. در این رابطه میزان امتیازها را وزن قدرتی کشورها تعیین می کند که این وزن قدرت نیز شاخص‌های متفاوتی دارد.

 

لذا وقتی می‌گوییم که از ایدئولوژیک زدگی خارج شویم به معنای نادیده گرفتن اصول و ارزش‌ها نیست، بلکه در واقع تحکیم خرد ورزی در رفتارها و کنش‌های سیاسی است. از این رو سالهاست که معتقدم ایران باید به گفتمان سلام در درون یعنی ایجاد اتحاد ملی میان همه گروه‌ها، جناح‌ها و افراد بپردازد و یک دموکراسی معنادار ملی در چاروچوب قانون اساسی ایجاد کند که همه فصول و مواد آن با یگدیگر مهم تلقی شوند.

 

از سوی دیگر در بیرون از مرزها نیز ارائه دهنده گفتمان صلح باشد. به این معنا که با تمام کشورهای جهان از در صلح، مدارا و ایجاد فضای مناسب برای مذاکره وارد شود. در غیر این صورت شاهد دادن هزینه‌های بسیار زیادی در نبرد قدرت‌های بزرگ برای شکل دادن به آینده نظام جهانی خواهیم بود. آینده ای که پیش روی این کشورها قرار دارد و آنها از برگ ایران برای گرفتن امتیاز بیشتر استفاده می کنند. در این راستا ایران می‌تواند با اتخاذ یک سیاست عمل گرای حقیقت اندیش از همه آنها امتیازات بسیار خوبی برای کشور در این بافت موقعیتی کسب کند.

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)