خاطره یا داستان ؟

خاطره یا داستان ؟

خاطره یا داستان ؟
… گاهی هنگام نوشتن داستان ، چندین دوگانگی در مسیر نگارش اتفاق می افتد که یکی از این دوگانگی ها ، تولید شخصیت است. اینکه قهرمان داستان «من» و بر اساس مخاطب اول شخص مفرد باشد یا «او، آ نها» و سوم شخص مفرد و جمع؟…
وقتی اساس کار بر «من» باشد بیشتر داستانها به سمت خاطره نویسی گرایش پیدا می کنند. اگرچه هستند نویسندگانی که «من» فرضی دارند و قهرمان تخیلی می سازند. اما در کل ، شکل کار بصورت خاطره نویسی رقم میخورد.
خاطره نویسی هم نوعی ازداستان نویسی است که خب نویسنده بر اساس تجربیاتی که کسب کرده در مقام «راوی» یک جریانی را شرح می دهد.
خاطره نویسی بنا به لمس شرایط و فضای کار ، بسیار ساده تر از نگارش داستانهای «سوم شخص» است. از این رو نویسندگانی چون «مارگارت اتوود» داستان های خاطره ای را یک داستان، واقعی نمی دانند و معتقدند که نویسنده قهار ، نویسنده ای است که تولید قهرمان کند. برای قهرمان غیر خودش شخصیت سازی کند و زندگی او را به تصویر بکشد. وگرنه یک بچه هفت ساله هم می تواند گذران صبح تا شبش را بصورت داستان وار تعریف کند.
از نظر نویسندگان حرفه ای جهان، خاطره نویسی اگرچه نوعی داستان نویسی است اما سرعت رشد ذهن و بدعت و خلاقیت را می گیرد. حال آنکه تولید و خلق یک قهرمان و پرداختن به زندگی او ، بهترین و کاربردی ترین شکل رشد در نویسندگی است.
نمونه آثار خلق شخصیت:
«بینوایان _ویکتور هوگو» _ «آثار ژول ورن» _ «جک لندن» _ «مارک تواین»و…
حتی خیلی از نویسندگان اگرچه خواستند شرح زندگی خود را در داستان بگنجانند اما باز از دریچه دیگر و خلق یک شخصیت دیگر به موضوع پرداختند…
در کل پیشنهاد میشود رو به نگارش داستانهایی بیاورید که تولید و خلق شخصیت ثالث کند تا ذهن شما مدام در جهش و جنبش باشد…

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)