علامت کشی

علامت کشی

برای علامت کشی جلسه ای خاص گذاشتیم
دیشب با امناء هیات و یه سری غول علامت کش، کنفرانس تحلیل و بررسی علامت کشی گذاشتیم. درست ساعت یک و نیم صبح!… دیگه همه بچه های هیات رفته بودند و مونده بودیم ما…چاشنی این جلسه دو چیز بامزه بود. یکی خمیازه ممتد حضار ، یکی هم مالش چشم! معلوم بود علما حسابی خسته کوفته شدند. بیچاره اونائیکه قراره ساعت هفت صبح سرکار باشن. غولهای هیات سخنرانان اصلی هیات بودند چون محور جلسه حول «علامت کشی» بود. علی بشکه (غول مرحله اول) صحبت رو شروع کرد:
_فردا واس هیات بزنه بیرون! از ما گفتن!!…
امناء همگی سکوت کردند. فکر کنم بیشتر بخاطر ترس بود ولی خدایی من نه! ترس کیلویی چنده؟ اگه بخوام میتونم بگم علی بشکه رو توی دو سوت بندازن گونی… (بی خیال بابا)…
سکوت من بخاطر تفکر بود! اینکه چه جوابی واسه ش پیدا کنم؟ کاظم تریلی (غول شماره دو) گفت:
_همون که علی بشکه گفت! فردا دسته راه بیوفته حال میده!…
پرویز خطر (غول شماره سه)بادی توی غبغبش انداخت و گفت:
_به ننه م گفتم دسته فردا بیرونه! منم علامت کششم! دسته واس بیاد بیرون وگرنه آبروم هواست!!
مسعود خرچنگ (غول شماره چهار) گفت:
_آقایون یه قد فکر آبروی دیگرانم باشید!!
این حرف دیگه حالمو ریخت بهمو داد زدم:_چی میگید بابا؟ … تازه شب اول محرمه… آخه کی اول محرم دسته فرستاده بیرون که ما بفرستیم؟… حرفی بزنید با عقل جور دربیاد جان حسن…
مصطفی تانکر (غول مرحله…) پرید وسط حرفمو گفت:
_نیگاش کن توروخدا! باز شروع کرد این مدیر سوسول! میذارید زندگیمونو کنیم یا نه؟!! هیات که اداره نیست هی قانون میذارید…
توی جروبحث ما حاج اکبر معرفت آروم گفت:
_محرم میگذره میره…توی این جلسات پنجشنبه قرآن خونی هر هفته چرا همتون پخش و پلاید؟ اینو یه کاریش کنید…
همه برای چند دقیقه ای سکوت کردیم…

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)