لینوکس

لینوکس

ویندوز یا لینوکس ؛تفاوت ها ومحاسن کدامیک بیشتر است وما رو به سمت خود می کشد با ما همراه باشید تا بتوانیم بخشی از سوالات شما را پاسخ دهیم.ویندوزیک محصول صنعتی مدرن است، ریشه در همان نظامی که سرمایه، اصلی‌ترین واژه‌اش است و انحصار حیاتی‌ترین ترفندش. قاعده خیلی ساده است: تنهابابت چیزی که انحصارا دردست شماست، می‌توانید پول بگیرید. انحصار ویندوز، انحصار تکنولوژی است. این قاعده هم رایج و ساده است، همیشه معیار ارزشمند برآیندی ازاین موارد است: کارآیی، کیفیت، راحتی و ارزانی، تازگی و در نهایت چیزی عجیب که هیچ گاه دقیقاً معلوم نیست چیست، گاهی حتی مضحک بودن. پس چیزی به اسم تکنیک وجود داردکه نتیجه‌اش محصول ما را ارجمند و جریان سرمایه را به سمت ما جاری می‌کند. قدم بعدی برای ساختن محصول این است که ارزش‌ها را دریابیم، و حتمااسطوره سازی هم گام مهمی است. اسطوره‌ای که حاصل پیچیدگی تکنیک است، اسطوره‌ای که نیازش رمزآلودگی است؛ مایکروسافت یک اسطوره است،اسطوره Capita . مایکروسافت یک نهاد صنعتی مدرن است، درست مثل معادن ذغال سنگ. در این معدن برنامه‌ریزی، کارگران متبحری هم هستند، بهترین‌های همه دنیا: شرقی وغربی. کارگرانی که امروز از مهندسین نرم‌افزار و علوم کامپیوتر، مدیران پروژه، گرافیست‌ها و بازاریاب‌ها تشکیل شده‌اند، آنان که وجه تمایزشان تکنیک است،آنها تکنسین‌اند؛ مایکروسافت مثل معادن ذغال سنگ است، با این فرق که این بار محصول نه سنگ‌هاو کار سخت ، که هدف تولید “نرم‌افزار” است و کارتان پایه گذاردن اصول محکم. ازاسطورگی و رازآلودگی گفتیم، و ارجاع به نمادهای مدرن: اینجا “جان بول” هم داریم، نماد سرمایه‌دار، اما این بار نه یک مرد مسن و چاق انگلیسی باتازیانه و کلاه، سرمایه دار ما یک جوان خوش لباس است، جوانی که به تبع اسطوره‌ها(و اسطوره‌سازها)در عصر خودش، از مدرسه و قالب پدران فراری شده، تاخود قالب ایشان گیرد، و با همه سادگی آن چنان در راز و رمز پیچیده شده که حالا برای همه (حتی آنها که نمی‌دانند ویندوز چیست) اسطوره شده: اسطوره ثبات،اقتدار و انحصار: بیل گیتس . ویندوز قرار بود پنجره‌ساز باشد، بی‌هیچ ادعا. ویندوز رسم Mac-OS را پیش گرفت، اما امروز پنجره ویندوزبه هوای خفقان آورقالب‌های سرمایه‌داری کهنه باز می‌شود. ویندوز که روزگاری برایمان مایه فخر بی‌ادعاییِ تکنیک و کارکردن بود، همان که روزگاری درکنارMS_DOS سیستم عامل مبتنی بر محیط متنی و در نتیجه منعطف‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌زیست، ناگهان سیاهچال معنا شد: ظاهر فریب، گرانقیمت وپراز اشکال و شتاب که فریاد ادعایش حرفه‌ای ها را می‌آزرد و آماتورها را مدهوش کرده بود. آنکه روزگاری به مدد تفاوت‌های بنیادین در نگارش‌های متوالی فروش می‌کرد،امروزتنها بهانه تغییر چهره و بزک کردن شماره نگارشش بالامی‌رود.
حالا کاربران برای داشتن آن مجبوربه تحمل خطای همراهش و ویروسهای آن هستند.Internet Explorer با خطاهای امنیتی فراوان- که داستان دادگاهی شدنش به جرم انحصاری که بیل گیتس به آن تحمیل کرده بودراهنوز خیلی ها به یاد دارند- هر روز بیشتر در عمق ویندوز فرو می‌رود و شما را مجبور به استفاده از خود می‌کند؛ Outlook Express که سوراخ‌های امنیتی‌اش تابه حال بارها راه رابر ویروس‌ها گشوده و به مدد همبستگی با Explorer و نیز Hotmail و MSN که هر دو چهره‌های استبداد اینترنتی مایکروسافت هستند، مانده است. ازسویی دیگر آمدن تائیدیه‌های سخت‌افزاری و درایورهای مایکروسافت عرصه این انحصار را علاوه بر بازار نرم‌افزار و اینترنت به حیطه سخت افزار نیزکشانده و آن آرم Designed for Microsoft Windows که رانت مایکروسافت به شرکت‌های سخت افزاری برای تشدید تمامیت خواهی‌اش است ترس ازمنظره آینده را بیشتر می‌کند. حکایت آخری که می‌ماند: لو رفتن بخشی از متن اصلی هسته ویندوزNT، پهلوان اسطوره ای مدرنمان را دچار وحشت کرده،همیشه تمامیت خواه ها را تروریسم به چالش میکشد .
آخرین حکایتی که یک روز تعریف می شود، ماجرای مردی است که روزگاری ثروتمندترین مردانسان روی زمین بود و آنقدر فروخت و آن قدر بد فروخت که بازارش کساد شد، شایدروزی به داستان پدرسالاری بیل گیتس وتمرکز کاپیتال بخندیم.
•پست مدرن‌ها
امروز در کتاب‌های فلسفی یک روز بنام روز مرگ مدرنیته وجود دارد، روزی در ؟ با تخریب چند برج آمریکایی، اما بعضیها که به عصر سایبرنتیک و مجاز ایمان دارند، دوست‌ ‌دارند که این روزمرگ راتغییردهند. روز مرگ اسطوره مایکروسافت یا معادلاً تولد لینوکس. چه زمانی؟ هیچ کس نمی‌داند کی بوده؛ شاید روزی که ریچارد استالمن بنیاد نرم‌افزار رایگان FSF راپایه گذارد. نهادی که بر خلاف جریان رایج به دنبال تولید برای کسب مستقیم نبود، بلکه جویای تولید با هدف توسعه بوده، توسعه‌ای که لاجرم روزی برای ماسودآور است. بنیادی که اصلی ترین تولیداتش تا پیش از لینوکس ابزارهای توسعه‌ای بود Emacs و gcc دو ابزار برنامه‌نویسی که عمدتاً به دانشگاهیان اجازه می‌دادفارغ از بحث پرداخت هزینه یا مسائل قانونی به توسعه برنامه‌های مورد علاقه‌شان بپردازند. FSF، عکس یک گوزن شاخدار را به عنوان آرم خود انتخاب کردوروزبه روز در محیط مجازی توسعه یافت. محصولاتش در حیطه سیستم عامل را با GNU معرفی کرد وشعاری عجیب:GNU یونیکس نیست.
شایدهم درستتر باشد که این زادروز را همان روزی بدانیم که لینوس توروالدز، یک دانشجوی سال دوم رشته علوم کامپیوتر دانشگاه…، چون استطاعت خرید یونیکس برای انجام پروژه دانشگاهی‌اش رانداشت، یک نمونه کوچک از این سیستم عامل را نوشت، با gcc ترجمه و اجرا کرد و متن آن را روی سایت FSF گذاشت؛ شاید برای شوخی نام آن را هم باتغییر s آخراسمش به x ،Linux گذارد. آرمی که لینوس توروالدز برای لینوکس برگزید یک پنگوئن بود. این فرارفتن از مدرنیته حقیقتاً مولود محیط‌های آکادمیک بود ومحیطی که در آن سرمایه به مفهوم رایج نقش ایفا نمی‌کند. این جا اهداف بلندمدت و توسعه‌ای معنای بیشتری دارند. از این جای داستان به بعد خیلی سریع پیشرفت، آن قدر که هنوز که هنوز است، خیلی‌ها متوجه نشده اند: لینوکس هر روز حامیان بیشتری پیدا کرد و پیچیده‌تر و کامل‌تر شد، اما هنوزبه رسالت اصلی‌اش پایبند مانده: متن باز و کد اصلی برنامه به طور کامل در اختیار همه و برنامه کاملاً رایگان است. در حقیقت وفادار به همان میثاق FSF-هدفی که باکنایه به کپی‌رایتCopyright – میثاقی حقوقی که حامی و مشروعیت بخشنده به انحصارهای بازار سرمایه داری سنتی است- کپی‌لفت Copyleft خوانده شده است؛ همان GPL که مدعی است برخلاف همه قراردادهای حقوقی تاریخ بشر هدفش نه تحدید مالکیت که اعطای آزادی Freedom است. این اصلی‌ترین خلاف آمد تاریخ و به خصوص مدرنیته است.اینجا سرزمین مجازی بود و ساکنان اصلی‌اش(دانشگاهیان) می‌خواستند اصول خودشان را بر آن حاکم کنند. اصولی برآمده از روشنفکری و فرهیختگی: مهمترین اصل آزادی است، حتی اگر به آنارشیسم تنه زند. پس رسالت بعدی حذف تمرکز بود، تمرکزی که علت و معلول سرمایه‌داری مدرن است. این شکستن تمرکز درحقیقت راه را برای آزادی اقتصادی بازمی کرد.
شما در هرکجای دنیا که بودید می توانستید متن اصلی لینوکس را به رایگان از اینترنت دریافت کنید، در آن تغییر دهید(یا ندهید!) و این محصول را به رایگان یا در ازای دریافت پول به دیگری واگذارکنید. این تمرکزشکنی نتایج عجیبی داشت: لینوکس به سرعت پیشرفت کرد، ایرادهایش کشف شد و راه توسعه در پیش گرفت. شرکای این توسعه طیف وسیعی بودند؛عمدتادانشگاهیان یا مهندسان نرم‌افزاری که در وقت‌های آزاد به این کار می پرداختند و برخی دشمنان کهنه مایکروسافت مانندNetscape.
موضع گیری مایکروسافت هم جالب بود: مقابله سنتی حقوقی که اینبار به علت پراکندگی توسعه دهندگان و سودآور نبودن آن برای آنان با شکست مواجه شد. لینوکس که زاده دنیای ورای مدرنیته بود مفاهیم مدرن دیگری به جزسرمایه و حقوق را هم به چالش گرفت، مثلاً مرزها و کشورها. این طور شد که حالا لینوکسی که روی کامپیوتر من نصب شده، بخشی از آمریکا آمده،قسمتی ازآلمان، جایی از فرانسه و روسیه و… اینگونه است که یک ایرانی برای آن که یک مشکل سخت‌افزاری را حل کند، در اینترنت درخواست کمک می‌کند و درجوابش مثلایک مهندس اسرائیلی به او یاری می‌رساند.
شاید این اولین کنش اصیل در جهت جهانی شدن به مفهوم پست مدرن (نه به معنای نخ نمای مدرنش) باشد:کنشی که به پول معطوف نیست. این شکستن مرزهاواتحاد ملیت‌ها، از سویی دیگر بر تنوع و تکثر فرهنگ‌ها صحه می گذارد. شما می توانید به راحتی یک نسخه کاملاً محلی از لینوکس داشته باشید، چون متن اصلی آن دراختیارتان است. به راحتی می‌توانید ظاهرش را تغییر دهید و توانایی‌های دیگر(مانند پشتیبانی از زبانتان) را به آن بیافزائید. چه بسا در آینده فرهنگ‌های محلی ایران هم نسخه لینوکس ویژه خود را پیدا کنند؛ همان طورکه کشورهای آسیایی و اروپایی نسخه‌های اختصاصی ویژه خود را دارند و در خیلی جاهای دیگر مثل کشور خودمان بر ملی شدن لینوکس تأکید می‌شود.ازافقی وسیع‌تر حاصل شکسته شدن مرزها با تأکید بر تنوع‌هاست؛ ارزشی که آن قدر می‌ارزید که شهرداری یکی از شهرهای آلمان به رغم پیشنهادمایکروسافت مبنی بر فروش محصولاتش با یک دهم قیمت، از قبول آن سرباز زدو لینوکس را به عنوان سیستم عامل محلی درنظر گرفت.
مفهوم بعدی که بایدبه بازی گرفته می‌شد، اصالت بود. معنایی عمیق و جدی در دنیای مدرن که خیلی از مواقع بر کارآیی پیشی می‌گیرد. اما در لینوکس اصالت، محوریت خودرااز دست داده. برای لینوکس مهم نیست که چگونه شما آن را می بینید. در حقیقت حالا بیش از ده نوع واسطه ارتباط با لینوکس وجود دارد که توسط نهادها وشرکت‌های مختلف ساخته شده، که خیلی از آنها تقلید از ویندوزند حتی از نظر یک گرافیست حرفه‌ای شاید کیفیت مشابه‌های ویندوزیشان را ندارند. جالبترآن که حرفه‌ای‌ترها لینوکس را نه به خاطر رابط گرافیکی‌اش، که به خاطر محیط متنی‌اش می‌خواهند: همان صورت قدیمی که در Dos و یونیکس وجود داشت؛صورتیکه رسالتش زیبایی به مفهوم مدرن آن نیست، بلکه هدف اصلی در این جا آن است که محصول کار کند، این شاید به ما نشان دهد که در آینده به چه چیزی زیباگفته خواهد شد: به چیزی که خوب کار کند. در این جا یک چالش فلسفی جدید پدیدار میشود؛ در جهان مدرن فرم بر محتوا غلبه پیدا کرد، نقش محتوا و کارکرداز مهمترین موضوع به مسئله‌ای فرعی در کنار فرم و چگونگی کارکرد تقلیل یافت، اما انگار لینوکس در حرکت خلاف جهت روند رایج جهان مدرن این قاعده را زیرپا گذاشته است.اصالت از جنبه دیگری هم به بازی گرفته شده‌است. در لینوکس همه چیز قلابی و تقلیدی است، بدون آن که هیچ تلاشی برای اصیل جلوه دادن به مفهوم سنتی باشد.
به هر حال امروز در آغاز راه این رویدادعظیم هستیم. انقلابی در عرصه مجاز و سایبرنتیک که نتیجه‌اش شکست روند رایج مدرن مبتنی بر سرمایه است، نظامی که از دو قطب ارباب وبنده تشکیل شده‌است. ادعای جهان آینده سرمایه داری نه بر اساس درآمد که بر بنای توسعه است. توسعه‌ای که در نظامی هم سطح ازسفارش‌دهندگان وکاربران و صاحبان از سویی و تکنسین‌ها و توسعه‌دهندگان از سویی دیگر فراهم می‌آید: تصاحب رایگان، فروش نرم‌افزار به قیمت هیچ.

«
»

بدون نظر (اولین نظر را وارد کنید)